<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات  کتابداری و سازماندهی اطلاعات</title>
    <link>https://nastinfo.nlai.ir/</link>
    <description>مطالعات  کتابداری و سازماندهی اطلاعات</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 12 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 12 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>جنگ روایت‌ها و متخصصان علم اطلاعات</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3353.html</link>
      <description>در روزگاری که نبردها تنها در میدان نظامی رخ نمی‌دهند و ذهن، ادراک و حافظه جمعی نیز به میدان منازعه تبدیل شده‌اند، جنگ روایت‌ها یکی از مهم‌ترین چالش‌های جوامع معاصر است. این سرمقاله با تکیه بر تجربه‌ای حرفه‌ای و نمونه‌هایی از جنگ‌های معاصر نشان می‌دهد که روایت‌ها چگونه می‌توانند تصویر ما از واقعیت را شکل دهند، تحریف کنند یا بر آن غلبه یابند. در چنین وضعیتی، کتابداران و متخصصان علم اطلاعات تماشاگران حاشیه‌ای نیستند؛ آنان با پاسداری از صحت اطلاعات، ارتقای سواد اطلاعاتی، زمینه‌مند کردن داده‌ها، حفظ حافظه جمعی، توسعه آرشیو وب، طراحی نظام‌های بازیابی و پایبندی به اخلاق حرفه‌ای، نقشی بنیادین در پدیدآوردن توان داوری آگاهانه در جامعه را دارند. پیام اصلی این سرمقاله آن است که ورود کتابداران و متخصصان علم اطلاعات به بحث جنگ روایت‌ها، خروج از قلمرو حرفه‌ای آنان نیست، بلکه بخشی از مسئولیت امروز این حرفه در جهانی است که روایت‌ها ذهن‌ها را فتح می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چهارچوب مؤلفه‌ها و شاخص‌های حکمرانی داده در سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3281.html</link>
      <description>هدف: با توجه به اینکه حکمرانی داده یکی از مهم‌ترین راهبردهای سازمان‌ها برای مدیریت فرایندها به شمار می‌رود، هدف این پژوهش تعیین چهارچوب حکمرانی داده و مؤلفه‌های آن در سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی از نظر متخصصان و صاحب‌نظران است.روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش فراترکیب انجام شده است. برای شناسایی اجزا و مؤلفه‌های حکمرانی داده مدل ارائه‌شده در پژوهش فتح‌اله&amp;amp;shy;‌زاده و همکاران به‌عنوان مدل پایه مدنظر قرار گرفت؛ به‌&amp;amp;shy;گونه‌&amp;amp;shy;ای که پنج بُعد اصلی برای طراحی چهارچوب حکمرانی داده شامل برنامه‌&amp;amp;shy;ریزی، سازماندهی، عملکرد، اجرا، و نظارت در نظر گرفته شد. پس‌ازآن، شاخص‌های استخراج‌شده براساس وظایف و فرآیندهای عملیاتی سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ایران مناسب‌سازی شد. علاوه‌بر فراترکیب، از روش دلفی برای اعتبارسنجی مؤلفه‌ها و شاخص&amp;amp;shy;‌ها و نهایی‌کردن چهارچوب مناسب برای استفاده در سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی استفاده شد.یافته‌ها: پژوهش حاضر نشان داد که ازنظر متخصصان و اهل فن، طراحی چهارچوبی برای حکمرانی داده‌&amp;amp;shy;های سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی امری ضروری است و در این چهارچوب، مؤلفه‌ها و شاخص&amp;amp;shy;‌هایی از اهمیت ویژه برخوردار است. این مؤلفه‌ها و شاخص&amp;amp;shy;‌ها براساس آراء خبره&amp;amp;shy;‌سنجی در 5 بُعد برنامه‌&amp;amp;shy;ریزی، سازماندهی، عملیات (فرآیندی / عملکرد سازمانی)، اجرا، و نظارت و ارزیابی تقسیم‌&amp;amp;shy;بندی و بر پایۀ‌ تحلیل مفهومی و ساختاری، ذیل هریک از محورها، لایه&amp;amp;shy;‌ها و شاخص‌&amp;amp;shy;های کلیدی ارائه شد؛ و نهایتاً 47 مؤلفه و 123 شاخص کلیدی به دست آمد.نتیجه‌گیری: سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی بنا به رسالت و نقش خود در سطح ملی و فراملی به‌طور مستمر با داده و اطلاعات سروکار دارد و روزانه داده&amp;amp;shy;‌ها و اطلاعاتی را تولید یا گردآوری می&amp;amp;shy;‌کند. بدین لحاظ، داده و اطلاعات جزو مایملک و دارایی سازمان به شمار می‌رود؛ &amp;amp;shy; اما ذخیره‌کردن داده بدون برنامه‌&amp;amp;shy;ای از‌پیش‌تعیین&amp;amp;shy;‌شده برای تأمین امنیت و روش&amp;amp;shy;‌های استفاده از آن کاری بی‌&amp;amp;shy;حاصل خواهد بود. حاکمیت داده در سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی، مشخص کردن حقوق تصمیم‌&amp;amp;shy;گیری و چهارچوب پاسخگویی افراد در مورد داده است و برای اطمینان از رفتار صحیح در زمینه ایجاد، مصرف، کنترل، تجزیه‌وتحلیل، و ارزش&amp;amp;shy;‌گذاری داده&amp;amp;shy;‌های داخل سازمان به کار می&amp;amp;shy;‌رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده‌پژوهی در حوزۀ علم اطلاعات و دانش‌شناسی ایران: با تأکید بر روش تحلیل لایه‌ای علت‌ها</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3274.html</link>
      <description>هدف: آینده‌پژوهی، حوزه‌ای است که قلمرو آن تمامی عرصه‌های معرفتی و فعالیت‌های علمی انسان را در بر می‌گیرد و نتایج حاصل از آن می‌تواند تأثیرات ژرف و گسترده‌ای در این حوزه‌ها بر جای گذارد. آینده‌پژوهی به‌عنوان ابزاری برای درک تحولات آینده و برنامه‌ریزی راهبردی، در حوزۀ علم اطلاعات و دانش‌شناسی از اهمیت فزاینده‌ای برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی جایگاه و کاربرد روش تحلیل لایه‌ای علت‌ها در آینده‌پژوهی حوزۀ علم اطلاعات و دانش‌شناسی ایران انجام شد و به‌دنبال پاسخ به این پرسش است که چه روش‌هایی تاکنون در این حوزه به کار رفته‌اند و جایگاه روش تحلیل لایه‌ای علت‌ها در این پژوهش‌ها چگونه است.روش: پژوهش حاضر با استفاده از روش مرور نظام‌مند و براساس چهارچوب PRISMA انجام شد. جامعۀ پژوهش شامل مدارک علمی منتشرشده در پایگاه‌های معتبر داخلی چون مگیران، پایگاه مرکز اطلاعات جهاد دانشگاهی، نورمگز، پرتال جامع علوم انسانی، سیویلیکا، گنج (ایرانداک) و پایگاه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام بدون در نظر گرفتن بازۀ زمانی است. جستجوی منابع با استفاده از کلیدواژه‌هایی شامل &amp;amp;laquo;آینده‌پژوهی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;آینده‌نگری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;آینده‌نگاری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;علم اطلاعات&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کتابداری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تحلیل لایه‌ای علت‌ها&amp;amp;raquo; انجام شد. پس از مرحلۀ غربالگری اولیه براساس معیارهای ورود و خروج، در نهایت 66 پژوهش مرتبط انتخاب و مورد تحلیل قرار گرفتند.یافته‌ها: یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد که بخش قابل‌توجهی از پژوهش‌های آینده‌پژوهی در حوزۀ علم اطلاعات و دانش‌شناسی در ایران ذیل پارادایم‌های اثبات‌گرایی و پسااثبات‌گرایی قرار دارند. این پژوهش‌ها عمدتا از روش‌هایی چون مرور منابع، پیمایش، دلفی و تحلیل روند بهره گرفته‌اند و بر آینده‌های محتمل یا مطلوب متمرکز بوده‌اند، اما کمتر به ساحت‌های گفتمانی، ارزش‌محور و اسطوره‌ای توجه داشته‌اند. در مقابل، روش تحلیل لایه‌ای علت‌ها که در زمرۀ پارادایم انتقادی جای می‌گیرد و به تحلیل لایه‌های عمیق‌تر گفتمان‌ها، جهان‌بینی‌ها و استعاره‌های شکل‌دهنده آینده می‌پردازد، در هیچ‌یک از پژوهش‌های مورد بررسی به کار گرفته نشده است.نتیجه‌گیری: آینده‌پژوهی در علم اطلاعات و دانش‌شناسی ایران نیازمند گسترش تنوع روش‌شناختی و بهره‌گیری از رویکردهای تحول‌آفرین است. آینده‌پژوهی در این حوزه عمدتاً به روش‌های سطحی و کمی محدودشده و از ظرفیت روش‌های عمیق‌تر و انتقادی مانند تحلیل لایه‌ای علت‌ها استفاده نشده است. گرایش به این روش‌های پیمایش، دلفی، مرور منابع، تحلیل روند و مانند آن را می‌توان ناشی از سادگی، مقبولیت دانشگاهی و فقدان منابع فارسی مرتبط دانست. در مقابل، روش تحلیل لایه‌ای علت‌ها به‌رغم ظرفیت بالای آن در کاوش معنا، استعاره و گفتمان‌های آینده‌ساز، به‌دلیل پیچیدگی‌های مفهومی، نیاز به تفکر انتقادی، ماهیت مشارکتی، زمان‌بر و هزینه‌بر بودن، در فضای پژوهشی کشور مغفول مانده است. در نتیجه، گسترش رویکردهای انتقادی و بهره‌گیری از روش‌هایی مانند تحلیل لایه‌ای علت‌ها می‌تواند به فهم عمیق‌تر از آینده‌های بدیل، طراحی سناریوهای تحول‌آفرین و سیاست‌گذاری چندلایه و پایدار در علم اطلاعات و دانش‌شناسی کمک کند. پیشنهاد می‌شود پژوهشگران آینده‌پژوهی با ترکیب روش‌های کمی و کیفی و به‌ویژه با بهره‌گیری از روش تحلیل لایه‌ای علت‌ها، به بررسی چندبعدی آینده کتابخانه‌ها و نظام‌های اطلاعاتی بپردازند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسۀ موج آلفا در مراحل مختلف جستجوی وبی: شاخصی برای توجه انتخابی</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3162.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش شناخت تفاوت‌های موج آلفا در مراحل مختلف جستجوی وب به‌عنوان شاخصی برای توجه انتخابی است.روش: این پژوهش از منظر هدف، بنیادی، از منظر ماهیت داده‌ها کمی و از منظر شیوۀ گردآوری داده‌ها علی-مقایسه‌ای است. داده‌های مربوط به امواج مغزی کاربران در مراحل مختلف جستجوی وب با استفاده از دستگاه‌ ای.‌ای.‌جی. جمع‌آوری شد. مراحل جستجو شامل ایجاد نیاز اطلاعاتی، فرمول‌بندی پرسش جستجو، بررسی صفحۀ نتایج موتور جستجو و قضاوت ربط صفحات محتوا بود.یافته‌ها: نتایج نشان داد که توجه انتخابی در مراحل مختلف جستجوی وب به‌طور معنی‌داری متفاوت است. بیشترین فعالیت امواج آلفا در مرحلۀ قضاوت ربط صفحات محتوا مشاهده شد، درحالی‌که کمترین فعالیت در مرحلۀ فرمول‌بندی پرسش جستجو و بررسی صفحۀ نتایج موتور جستجو مشاهده شد. این تفاوت‌ها نشان‌دهندۀ تغییرات در سطح توجه انتخابی درونی و بیرونی کاربران در مراحل مختلف جستجوی وب است.نتیجه‌گیری: کاربران در هنگام قضاوت ربط، به‌دلیل&amp;amp;nbsp; نوعی تفکر درونی، میزان توجه انتخابی بیرونی‌شان کاهش و میزان توجه انتخابی درونی‌شان افزایش می‌یابد. در مقابل، در هنگام فرمول‌بندی پرسش جستجو و بررسی صفحۀ نتایج موتور جستجو، به‌دلیل&amp;amp;nbsp; اینکه کاربران سریعاً بین کلمات و عناوین باید موارد مرتبط را انتخاب کنند و درگیر ظواهر موتور جستجو نیز می‌شوند؛ میزان توجه انتخابی بیرونی‌شان افزایش و میزان توجه انتخابی درونی‌شان کاهش می‌یابد. این اطلاعات می‌تواند برای توسعۀ فناوری‌های جستجوی وب مؤثرتر و کاربرپسند‌تر و همچنین بهبود تجربیات کاربری در محیط‌های دیجیتال مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌های ادغام هوش مصنوعی به عنوان یک علم بین‌رشته‌ای در ساختارهای طبقه‌بندی سنتی</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3211.html</link>
      <description>هدف: هوش مصنوعی با قابلیت‌های منحصربه‌فرد خود در تحلیل داده‌ها و حل مسائل پیچیده، به یکی از مهم‌ترین علوم میان‌رشته‌ای در عصر حاضر تبدیل شده است. این فناوری کاربردهای گسترده‌ای در رشته‌هایی مانند علوم کامپیوتر، فلسفه، روانشناسی، و علوم اجتماعی پیدا کرده و توانسته مرزهای دانش را گسترش دهد. با این وجود، نظام‌های طبقه‌بندی علمی سنتی که مبتنی بر تفکیک دقیق رشته‌ها طراحی شده‌اند، اغلب توانایی پذیرش و ادغام این علم میان‌رشته‌ای را ندارند. این پژوهش با هدف شناسایی چالش‌های مرتبط با این ادغام و ارائه راهکارهایی برای غلبه بر موانع موجود انجام شده است. تمرکز اصلی بر چالش‌های مفهومی، علمی، سازمانی و فنی است که ادغام مؤثر هوش مصنوعی را در ساختارهای علمی محدود می‌کند.روش‌شناسی: این پژوهش از روش مرور تحلیلی بهره برده که رویکردی کیفی برای بررسی نظام‌مند منابع علمی است. منابع اطلاعاتی از پایگاه‌های معتبر استخراج شده‌اند. مقالات بررسی‌شده به بازه زمانی 2010 تا 2024 تعلق دارند، زیرا این دوره زمانی شامل پیشرفت‌های چشمگیر در حوزه هوش مصنوعی و ظهور چالش‌های میان‌رشته‌ای است. از میان 200 منبع اولیه، 40 منبع با در نظر گرفتن معیارهایی مانند اعتبار علمی، ارتباط موضوعی، و تمرکز بر میان‌رشته‌ای بودن انتخاب شده‌اند. برای تحلیل یافته‌ها، منابع منتخب به‌صورت کیفی بررسی شده و چالش‌های شناسایی‌شده در چهار حوزه مفهومی، علمی، سازمانی و فنی دسته‌بندی گردیدند. سپس، این چالش‌ها بر اساس الگوهای مشترک میان مطالعات مختلف تحلیل شده و پیشنهادهای اصلاحی بر مبنای یافته‌های پژوهش‌های پیشین ارائه شد. این تحلیل‌ها کمک کردند تا ارتباط میان چالش‌های موجود و موانع ساختاری ادغام هوش مصنوعی به‌عنوان یک علم میان‌رشته‌ای مشخص شود.یافته‌ها: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که ادغام هوش مصنوعی در ساختارهای علمی سنتی با چالش‌های چندگانه‌ای مواجه است. در بعد مفهومی، اختلاف در تعاریف و نبود زبان مشترک میان رشته‌های مختلف باعث شده است تا همکاری‌های میان‌رشته‌ای به کندی پیش رود. در علوم کامپیوتر، هوش مصنوعی اغلب به الگوریتم‌ها و سیستم‌های یادگیری اشاره دارد، در حالی که در علوم انسانی به تعاملات شناختی و اجتماعی انسان و ماشین تأکید می‌شود. این تفاوت‌ها همکاری میان‌رشته‌ای و فهم مشترک را دشوار کرده است. از منظر علمی، روش‌ها و چارچوب‌های نظری هوش مصنوعی به‌سختی با ساختارهای سنتی علوم انسانی و اجتماعی تطابق می‌یابند و این امر پذیرش این علم را در این حوزه‌ها محدود کرده است. در بعد سازمانی، مقاومت دانشگاه‌ها و موسسات پژوهشی در برابر تغییرات ساختاری و فرهنگی، چالش بزرگی برای توسعه هوش مصنوعی محسوب می‌شود. ساختارهای سنتی دانشگاهی که بر تفکیک دقیق دپارتمان‌ها تأکید دارند، مانع اصلی پذیرش رویکردهای میان‌رشته‌ای هستند. همچنین، در حوزه فنی، محدودیت‌های سخت‌افزاری، عدم یکپارچگی داده‌ها و هزینه‌های بالای پردازش، از جمله موانع اصلی محسوب می‌شوند که پیاده‌سازی هوش مصنوعی در پروژه‌های علمی را دشوار کرده‌اند.نتیجه‌گیری: ادغام هوش مصنوعی در ساختارهای طبقه‌بندی سنتی، نیازمند تغییرات گسترده در سطوح مختلف مفهومی، علمی، سازمانی و فنی است. تدوین استانداردهای مفهومی مشترک، بازنگری در ساختارهای آموزشی و پژوهشی دانشگاهی، و تقویت زیرساخت‌های فنی از جمله اقدامات ضروری برای تسهیل این فرآیند است. این تغییرات می‌توانند نه‌تنها پذیرش هوش مصنوعی را در نظام‌های علمی تسریع کنند، بلکه زمینه‌ساز گسترش تعاملات میان‌رشته‌ای و نوآوری‌های علمی شوند. ایجاد همکاری‌های جهانی میان پژوهشگران و سیاست‌گذاران برای توسعه چارچوب‌های مشترک و حمایت از پروژه‌های میان‌رشته‌ای، نقشی کلیدی در رفع این چالش‌ها خواهد داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>وضعیت دیجیتال‌سازی نسخ خطی در گنجینه‌های ایران: مطالعۀ تطبیقی</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3254.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف شناخت وضعیت دیجیتال‌سازی نسخ خطی گنجینه‌های بزرگ کشور در مقایسه با یکدیگر طراحی شد. وضعیت دیجیتال‌سازی در این پژوهش با توجه به پیشرفت کمّی دیجیتال‌سازی نسخ خطی، فرآیندهای ارزیابی، انتخاب و آماده‌سازی، ابزارها، فناوری‌ها و عملیات فنی تبدیل به نسخۀ دیجیتال، ویرایش و اصلاح نسخ خطی دیجیتال‌سازی‌شده و فهرست‌نویسی آنها بررسی شد.روش: این پژوهش به‌روش مطالعه تطبیقی مبتنی بر چهار مرحله جرج بردی انجام شد. روش مطالعۀ تطبیقی به‌‌دلیل امکان تجزیه و تحلیل مقایسه‌ای و جامع‌تر و قابلیت اجرا در پژوهش‌های کمّی و کیفی، استفاده شد. گنجینه‌های مطالعه‌شده متشکل بود از ۶ گنجینۀ بزرگ کشور که انتخاب آنها با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند دلفی و در دسترس انجام شد. گردآوری داده‌های پژوهش به‌وسیله سیاهۀ وارسی پژوهشگر‌ساخته انجام گرفت و روایی آن توسط پنج استاد حوزۀ دیجیتال‌سازی تأیید شد. داده‌ها پس از گردآوری، بر اساس شاخص‌های خاص هر پرسش پژوهش و ملاک‌های مربوط به هر شاخص، دسته‌بندی شدند. سپس، جهت ایجاد همجواری و آماده‌سازی برای مقایسه، در قالب جدول‌هایی که هر کدام به یک شاخص اختصاص داشت، قرار گرفتند. در نهایت، گنجینه‌ها بر اساس این داده‌ها مقایسه شدند و نقاط قوت و ضعف آنها شناسایی و الگوهای مشترک یا تفاوت‌های مهم آنها استخراج شد.یافته‌ها: از مجموع ۱۷۹۰۰۰ نسخۀ خطی موجود در گنجینه‌های مطالعه‌شده، ۱۳۲۹۰۰ نسخه در زمان پژوهش (۱۴۰۲) دیجیتال‌سازی شده‌ بودند. بالاترین عملکرد در پیشرفت کمّی دیجیتال‌سازی، مربوط به سازمان کتابخانه‌ها، موزه‌ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی با میانگین ۳۳۳۳ نسخه در سال و پایین‌ترین، مربوط به کتابخانۀ آیت‌الله مرعشی نجفی قم با متوسط ۵۷۷ نسخه در سال بوده است. تنوع روش‌ها در تدوین شاخص‌ها و ملاک‌های انتخاب و ارزیابی نسخ، انعکاسی از اهداف تخصصی و ساختار درون‌سازمانی گنجینه‌هاست؛ برخی از گنجینه‌ها ملاک‌های فیزیکی نسخ را اساس قرار داده و برخی دیگر از رویکرد نظام‌مند و جامع‌تر بهره برده‌اند. در بعضی از گنجینه‌ها، مراحل جداسازی اتصالات، صاف‌کردن اوراق، مرمت آسیب‌ها و حفظ ترتیب صفحات با دقت بالا اجرا شده؛ درحالی‌که در برخی دیگر، اولویت با سرعت و حجم بوده است. در برخی از مراکز فقط از دوربین برای دیجیتال‌سازی استفاده شده است؛ درحالی‌که سایر مراکز ابزار‌های ترکیبی را به‌کار گرفته‌اند. فتوشاپ پرکاربرد‌ترین نرم‌افزار بوده و فضای ذخیره‌سازی ابری اصلاً استفاده نشده است. فرآیند‌های فنی مرتبط با تبدیل نسخ خطی به نسخه‌های دیجیتال جز در برخی از مواقع، در بیشتر مراکز بررسی‌شده، مشابه بوده‌اند. عملیات تصویربرداری هم از نسخه‌های اصلی و هم از نسخه‌های بازتولید صورت گرفته و همۀ گنجینه‌ها بر ارائة نسخه‌های رنگی تأکید داشته‌اند؛ در حوزۀ قالب‌بندی، استاندارد‌های متنوعی استفاده شده‌اند. در کیفیت تصویربرداری و وضوح تصاویر نسخ دیجیتال‌سازی‌شده، تفاوت‌هایی میان مراکز مشاهده شده است؛ همچنین فقدان استاندارد یکپارچه در قالب فایل‌ها، موجب ناهمگونی در ذخیره‌سازی آرشیوی و نمایشی شده است. روش‌های ویرایش در گنجینه‌های بررسی‌شده متفاوت بوده و همچنین، ضعف در استفاده از استاندارد‌های فراداده‌ای و محتوایی نوین در تولید فراداده‌ها مشهود است.نتیجه‌گیری: مطابق با یافته‌های پژوهش و مقایسه آن با یافته‌های پژوهش‌های پیشین، دیجیتال‌سازی نسخ خطی در گنجینه‌های بزرگ کشور روندی رو به رشد؛ اما ناهمگون دارد. با وجود پیشرفت‌های فناورانه در این گنجینه‌ها، چالش‌هایی از جمله نبود استانداردهای یکپارچه در قالب فایل و فراداده، تفاوت در کیفیت تصاویر و محدودیت منابع همچنان پابرجاست. پیشنهاد می‌شود سرمایه‌گذاری در زیرساخت و تدوین چارچوب‌های ملی جهت ارتقاء هماهنگی، حفاظت و دسترسی انجام شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی ابعاد سواد هوش مصنوعی و ارائۀ چهارچوب مفهومی برای آموزش آن: یک مرور نظام‌مند</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3270.html</link>
      <description>هدف: در عصر گسترش روزافزون فناوری‌های هوش مصنوعی، آموزش سواد هوش مصنوعی به‌عنوان یکی از ضرورت‌های مهم قرن ۲۱ مطرح شده است. پژوهش‌ها بر اهمیت یادگیری مفاهیم، مهارت‌ها و ارزش‌های مرتبط با هوش مصنوعی برای شهروندان، به‌ویژه افراد غیرمتخصص، تأکید دارند تا بتوانند به‌صورت آگاهانه، مؤثر و اخلاق‌محور با این فناوری تعامل داشته باشند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی ابعاد سواد هوش مصنوعی و ارائۀ چهارچوب مفهومی از آن برای آموزش با استفاده از مرور متون است.روش: این پژوهش ازنظر هدف کاربردی است و با روش مرور نظام‌مند متون انجام شده است. فرایند مرور نظام‌مند براساس چهارچوب کیچن‌‌هام و چارترز در سه مرحلۀ طراحی مرور، مرور منابع و تدوین گزارش مرور انجام شد. تلاش شده است براساس جستجوی زنجیرۀ استنادی در پایگاه استنادی اسکوپوس منابع جامع و کامل بازیابی شوند. پس از اعتباریابی منابع و اعمال معیارهای ورود و خروج، تعداد 60 پژوهش تمام متن در بازه زمانی 2020 تا 2025 انتخاب شدند. اعتبارسنجی پژوهش نیز برای اطمینان از کدهای استخراجی و دسته‌بندی آن‌ها انجام شده است.یافته‌ها: ابعاد سواد هوش مصنوعی در 10 بُعد درک ساختار و عملکرد فنی هوش مصنوعی، مهارت عملی در استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی، تحلیل انتقادی و ارزیابی خروجی‌های هوش مصنوعی، سواد اخلاقی در استفاده از هوش مصنوعی، شناخت زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی هوش مصنوعی، آمادگی شغلی و مسئولیت‌پذیری در عصر هوش مصنوعی، تفکر محاسباتی و الگوریتمی، سواد پرسشگری و یادگیری پژوهش‌محور با هوش مصنوعی، فراشناخت و تفکر سطح بالا در تعامل با هوش مصنوعی، و خودکارآمدی و انگیزه در تعامل با هوش مصنوعی شناسایی شد. چهارچوب آموزشی برای سواد هوش مصنوعی نیز در قالب چهار لایه شناسایی شد. لایۀ نخست &amp;amp;laquo;شناختی ـ فنی&amp;amp;raquo;، زیربنای درک فنی و نظری کاربران را شکل می‌دهد. لایۀ دوم &amp;amp;laquo;تحلیلی ـ کاربردی&amp;amp;raquo;، بر توانمندسازی عملی کاربران در استفاده از هوش مصنوعی در موقعیت‌های واقعی تأکید دارد. لایۀ سوم &amp;amp;laquo;اخلاقی ـ اجتماعی&amp;amp;raquo;، جنبه‌های فرهنگی و انسانی تعامل با فناوری را تقویت می‌کند. لایۀ چهارم &amp;amp;laquo;فراشناختی ـ توسعه‌ای&amp;amp;raquo;، بر خودهدایتی و انگیزۀ درونی یادگیرندگان برای سازگاری با تحولات هوش مصنوعی تمرکز دارد.نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد که سواد هوش مصنوعی مفهومی چندبُعدی است و فقط به درک فنی از الگوریتم‌ها محدود نمی‌شود. در این چهارچوب مفهومی، ابعاد شناختی همچون درک ساختار و عملکرد فنی هوش مصنوعی، ازجمله یادگیری ماشین، الگوریتم‌ها، داده‌کاوی، شبکه‌های عصبی و مدل‌های زبانی بزرگ، زیربنای لایۀ شناختی ـ فنی را تشکیل می‌دهند. لایۀ تحلیلی ـ کاربردی بر توانایی استفاده عملی از ابزارهای هوش مصنوعی، تحلیل خروجی‌ها، تشخیص سوگیری‌ها و توسعۀ تفکر محاسباتی و الگوریتمی تأکید دارد. لایۀ اخلاقی ـ اجتماعی به درک مسئولیت‌های اخلاقی، پیامدهای فرهنگی و اجتماعی هوش مصنوعی، و آگاهی انتقادی نسبت به نابرابری‌های دیجیتال و تبعیض الگوریتمی می‌پردازد. لایۀ فراشناختی ـ توسعه‌ای نیز بر خودارزیابی، یادگیری مادام‌العمر، سواد پرسشگری، آینده‌نگری شغلی و انگیزش در تعامل با فناوری تمرکز دارد. مقایسه با پژوهش‌های پیشین نشان می‌دهد که هر یک از ابعاد این چهارچوب به‌طور پراکنده در ادبیات مطرح شده‌اند، اما تاکنون چهارچوبی منسجم، تربیتی، چندلایه و قابل تعمیم ارائه نشده است. چهارچوب پیشنهادی این پژوهش ضمن پوشش همه‌جانبۀ ابعاد شناختی، کاربردی، اخلاقی، اجتماعی، فراشناختی و انگیزشی، قابلیت اجرا در سطوح مختلف تحصیلی، فرهنگی و حرفه‌ای را داراست. این چهارچوب مفهومی می‌تواند به‌عنوان مبنایی نظری و کاربردی برای طراحی برنامه‌های آموزشی در مدارس، دانشگاه‌ها و آموزش عمومی مورد استفاده قرار گیرد. پیشنهاد می‌شود در پژوهش‌های آینده، اثربخشی این چهارچوب مفهومی در محیط‌های واقعی آموزش و گروه‌های مختلف یادگیرنده بررسی و ابزارهای سنجش دقیق برای آن طراحی شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ابعاد و مؤلفه‌های ممیزی دانش برای مشاغل آزاد کاری (فریلنسری)</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3226.html</link>
      <description>هدف: امروزه، دانش به یکی از مهم‌ترین و باارزش‌ترین دارایی‌های هر سازمان تبدیل شده است و با توجه به افزایش تمایل سازمان‌ها به رویکرد دانش‌محور در سال‌های اخیر، بسیاری از آن‌ها متوجه شده‌اند که مدیریت دانش می‌تواند به تولید دانش جدید و نوآوری کمک کرده و به ارائه محصولات و خدمات نوین یاری رساند؛ بنابراین، برای اجرای موفق مدیریت دانش، لازم است که ممیزی دانش به‌عنوان اولین گام این فرایند انجام شود. در این زمینه، ممیزی دانش در مشاغل آزادکاری یا سازمان‌های پروژه‌محور از اهمیت بالایی برخوردار است و اجرای آن به‌عنوان یک فرایند نظام‌مند، می‌تواند به شناسایی دانش‌های موجود و مورد نیاز، افزایش کارایی و بهبود مدیریت خطر منجر شود. لیکن هدف این پژوهش بررسی ابعاد و مؤلفه‌های ممیزی دانش برای مشاغل آزادکاری است.روش: پژوهش حاضر از نوع پژوهش‌های کاربردی است که با استفاده از روش پیمایشی- توصیفی و با رویکرد کمی انجام شد. به این منظور جهت بررسی دیدگاه خبرگان حوزه مدیریت دانش و فعالین مشاغل آزادکاری، در ابتدا پس از بررسی و تحلیل پژوهش‌های پیشین و بهره‌گیری از استاندارد ملی ایران- ایزو 9001، پرسش‌نامه‌ای شامل ابعاد و مؤلفه‌های ممیزی دانش طراحی و با روش دلفی شاخص‌های تأیید شده مشخص شد. سپس با استفاده از روش مارکوس، شاخص‌های تأیید شده تعیین وزن و اولویت‌بندی شدند و در نهایت مدل فرایندی ممیزی دانش برای مشاغل آزادکاری طراحی شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد که تمامی شاخص‌های رضایت مشتری تأیید شده و ابعاد مهمی چون شناسایی نیازها، انتظارات، اندازه‌گیری و بهبود مستمر برای سازمان از اهمیت بالایی برخوردارند. در مقابل، شاخص‌های مرتبط با ریسک و فرصت، از جمله ارزیابی، مستندسازی، بازنگری و اجرای اقدامات کنترلی برای کاهش ریسک‌ها، رد شدند. اولویت‌بندی مولفه‌ها نشان داد که "میزان رضایت مشتری به عنوان معیار اصلی موفقیت" در رتبه اول قرار دارد و "شناسایی مداوم نیازها و انتظارات مشتریان و برآورده آن" و "شناسایی و ارزیابی مداوم نیازها و انتظارات همکاران و ذینفعان به طور منظم" به ترتیب رتبه‌های سوم و پنجم را کسب کرده‌اند. همچنین، مشارکت فعال مدیریت عالی و تعیین اهداف کیفیت مشخص و قابل اندازه‌گیری، تطابق خدمات با نیازهای مشتری، و آموزش لازم برای بهبود دانش و مهارت کارکنان از عوامل مؤثر شناسایی شدند. بررسی نهایی معیارها با توجه به وزن‌های اختصاصی، نشان داد که معیارهایی چون "انجام فرآیند طراحی و توسعه محصولات و خدمات به صورت سیستماتیک و با استفاده از استانداردها و بهترین روش‌ها"، "آگاه بودن کارکنان به اهمیت نقش خود در تضمین کیفیت خدمات"، "زیرساخت‌های فناوری اطلاعات مناسب در فریلنسری برای پشتیبانی از فرآیندهای کاری" نیازمند بهبود بیشتری هستند.نتیجه‌گیری: سازمان‌ها باید بر بهبود رضایت مشتریان و ذینفعان، توسعه فرآیندهای طراحی و توسعه محصولات، و ارتقای مهارت‌های کارکنان تمرکز بیشتری داشته باشند. در واقع فریلنسرها باید از مولفه‌های ممیزی دانش به طور مؤثری برای آگاهی از نیازها، جریان‌ها، موجودی‌ها و نقشه‌های دانشی خود استفاده کنند. در این راستا، انتظار می‌رود مشاغل آزادکار در خصوص نیاز به افزایش مشارکت مدیریت عالی در سیستم مدیریت کیفیت و توسعه زیرساخت‌های فناوری اطلاعات برای پشتیبانی بهتر در ممیزی دانش احساس مسئولیت بیشتری داشته باشند و به ارائه راهکارهای مناسب در مواجهه با مشکلات و خلاهای موجود بپردازند. بنابراین، پیاده‌سازی مدل‌های ممیزی دانش باعث می‌شود که آزادکاران بتوانند با بهره‌مندی از منابع دانش مطلوب و شناسایی نیازهای اطلاعاتی خاص در پروژه‌های خود کارآمدتر عمل کنند و همچنین ریسک‌های موجود در مسیر کسب‌وکار را شناسایی و مدیریت نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مرور نظام‌مند چهارچوب حقوق مالکیت فکری انتقال داده برای نظام‌های اطلاعات مدیریت</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3322.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف شناسایی چهارچوب حقوقی مالکیت فکری برای انتقال داده در سیستم‌های اطلاعات مدیریت انجام شده است. با توجه به تحولات دیجیتال و اهمیت داده‌ها به‌عنوان دارایی‌های راهبردی، نیاز به تدوین چهارچوبی جامع برای انتقال ایمن و قانونی داده‌ها در سازمان‌ها بیش‌ازپیش احساس می‌شود.روش: پژوهش کنونی از نوع کاربردی ـ توسعه‌ای با رویکرد کیفی است و از روش مرور نظام‌مند متون برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده شده است. پس از جستجو در پایگاه‌های معتبری مانندScienceDirect, ISC &amp;amp;nbsp;IEEE, ProQuest, و ایرانداک با کلیدواژه‌های مرتبط، سپس براساس گام‌های مرور نظام‌مند و حذف موارد غیرمرتبط طی سه مرحله مطالعۀ عنوان، چکیده و متن کامل 23 متن (کتاب، مقاله و گزارش) براساس معیارهای دقیق (وجود کلیدواژه‌ها در عنوان، کلیدواژه‌های اصلی متن، و محدودیت زبانی) انتخاب و تحلیل شدند. تحلیل محتوای کیفی با استفاده از روش تلخیصی و کدگذاری انجام شد که ضریب توافق کدگذاران (آلفای کریپندورف) 0/88 بود.یافته‌ها: چهارچوب حقوقی انتقال داده در سیستم‌های اطلاعات مدیریت شامل پنج بُعد اصلی است: قوانین حریم خصوصی، قوانین امنیت داده‌ها، قوانین اشتراک‌گذاری داده‌ها، قوانین انتقال فرامرزی داده، قوانین پاسخ‌گویی و مسئولیت‌پذیری. همچنین، پنج مؤلفۀ حقوق مالکیت فکری مرتبط شناسایی شد: حق تکثیر، حق اختراع، حق عنوان تجاری، حق طراحی، اسرار تجاری.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: این پژوهش نشان می‌دهد که مدیریت مؤثر انتقال داده در سیستم‌های اطلاعات مدیریت نیازمند توجه هم‌زمان به ابعاد حقوقی، امنیتی و فنی است. چهارچوب پیشنهادی می‌تواند به سازمان‌ها در طراحی سیاست‌های انتقال داده، کاهش ریسک‌های قانونی و بهبود حفاظت از مالکیت فکری کمک کند. با توجه به پویایی فناوری‌های دیجیتال، به‌روزرسانی مستمر این چهارچوب و آموزش ذی‌نفعان (مدیران، متخصصان فناوری اطلاعات و قانون‌گذاران) ضروری است. پیشنهاد می‌شود سازمان‌ها با تدوین دستورالعمل‌های اختصاصی و اجرای ممیزی‌های دوره‌ای، گام‌های عملی برای انطباق با این چهارچوب بردارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل مؤثر بر پیوستن ایران به معاهدات بین‌المللی حق مؤلف: تسهیل‌کننده‌ها و بازدارنده‌ها</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3238.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش باهدف شناسایی عوامل مؤثر بر الحاق ایران به معاهدات بین‌المللی حق مؤلف انجام شده است؛ چرا که این الحاق، باتوجه‌به نقش حق مؤلف در حمایت از آثار فکری و توسعۀ صنایع خلاق، شرطی اساسی برای تعامل مؤثر با بازارهای جهانی است.روش: این پژوهش از نوع کاربردی بوده و با رویکرد کیفی انجام شده است. روش به‌کاررفته در این تحقیق، فراترکیب است که امکان بررسی عمیق و نظام‌مند متون کیفی را فراهم می‌کند و اجازه می‌دهد تا با تلفیق یافته‌های موجود، مفاهیم کلیدی و الگوهای پنهان استخراج و بینش‌های نوینی از دل پژوهش‌های پیشین به دست آید. منابع تحقیق شامل مقالات علمی، پایان‌نامه‌ها، کتاب‌ها و سایر اسناد پژوهشی مرتبط به زبان‌های فارسی و غیرفارسی بودند. پس از گردآوری اولیۀ ۴۹۳۷ مدرک علمی، مرحلۀ غربالگری بر اساس معیارهایی نظیر تکراری بودن، عدم دسترسی به متن کامل و نامرتبط بودن با سؤال تحقیق انجام شد. در نهایت، ۵۱ منبع به‌عنوان نمونۀ نهایی انتخاب و برای تحلیل دقیق‌تر مورداستفاده قرار گرفتند. باتوجه‌به پیچیدگی موضوع و تنوع منابع، روش فراترکیب مناسب‌ترین گزینه برای تحلیل جامع این پژوهش است.یافته‌ها: تحلیل متون نشان داد که ابعاد اقتصادی (۴ مقولۀ تسهیل‌کننده و ۴ مقولۀ بازدارنده)، فرهنگی (۶ مقولۀ تسهیل‌کننده و ۳ مقولۀ بازدارنده)، سیاسی (۲ مقولۀ تسهیل‌کننده و ۵ مقولۀ بازدارنده) و حقوقی (۸ مقولۀ تسهیل‌کننده و ۲ مقولۀ بازدارنده) بر فرایند الحاق تأثیرگذارند. در بُعد اقتصادی، چالش‌هایی مانند سهم اندک ایران از بازار جهانی و بی‌توجهی به سازوکارهای اقتصادی مطرح است، درحالی‌که بهبود زیرساخت‌های تجاری می‌تواند به‌عنوان عاملی تسهیل‌کننده عمل کند. در بُعد فرهنگی، ضعف صنعت نشر از موانع جدی به شمار می‌آید، اما با آماده‌سازی زیرساخت‌های مدیریتی می‌توان فرصت‌هایی ایجاد کرد. در بُعد سیاسی، تحریم‌های اقتصادی و برخی نگرش‌های کلان حاکمیتی به‌عنوان چالش‌هایی مهم محسوب می‌شوند، اما تقویت اعتبار بین‌المللی می‌تواند انگیزه‌ای برای الحاق باشد. در بُعد حقوقی نیز، کاستی‌های کنوانسیون برن و چالش‌های ساختاری از موانع مهم به شمار می‌آیند، درحالی‌که انعطاف معاهدات برای کشورهای درحال‌توسعه می‌تواند مسیر الحاق را هموار سازد.نتیجه‌گیری: الحاق به معاهدات بین‌المللی حق مؤلف، تحت‌تأثیر ابعاد اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و حقوقی است. اگرچه توسعه و تقویت صنایع خلاقه بدون الحاق به این معاهدات &amp;amp;ndash; به‌عنوان پیش‌شرط تعامل مؤثر با بازارهای جهانی و تبادل ایده‌ها و اندیشه‌ها &amp;amp;ndash; با چالش‌هایی مواجه است، ولی پیش از هر تصمیم‌گیری، تقویت زیرساخت‌های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و حقوقی ضرورت دارد. الحاق ایران به این معاهدات، علاوه بر حفظ حقوق قانونی خالقان، باعث تقویت تعاملات بین‌المللی، جذب سرمایه‌گذاری در صنایع خلاق و رشد اقتصادی پایدار خواهد شد؛ همچنین می‌تواند زمینه‌ساز افزایش اعتماد جهانی به‌نظام حقوقی و اقتصادی ایران شده و به ارتقاء جایگاه کشور در عرصه‌های بین‌المللی کمک کند. ازاین‌رو، اتخاذ سیاست‌های جامع و آینده‌نگر در راستای پیوستن به این معاهدات، ضرورتی انکارناپذیر تلقی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل بازی‌وارسازی در اپلیکیشن‌های کتابخوانی کودکان فارسی و انگلیسی‌زبان</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3321.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان بهره‌گیری از عناصر بازی‌وارسازی در اپلیکیشن‌های انگلیسی فارسی‌زبان کتاب‌خوانی کودکان انجام شده است. با توجه به نقش بازی‌وارسازی در افزایش انگیزش و تعامل کاربران، این پژوهش به‌دنبال شناسایی وضعیت و کاستی‌های موجود در طراحی این اپلیکیشن‌ها بوده است.روش: روش این پژوهش ارزیابانه و ازنظر هدف کاربردی است که در 4 فاز انجام شده است. در فاز نخست، با تحلیل محتوای ۵۶ منبع علمی منتشرشده بین سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۵، عناصر کلیدی بازی‌وارسازی شناسایی و با چهارچوب انگیزشی اکتالیسیس تلفیق شدند. در فاز دو، سیاهۀ ارزیابی طراحی و اعتبارسنجی شد و در فاز سه، ۱۳۰ اپلیکیشن کتاب‌خوانی کودک (۶۵ فارسی و ۶۵ انگلیسی) استخراج شدند و در فاز چهار با استفاده از سیاهۀ نهایی مورد تحلیل قرار گرفتند.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که کاربرد عناصر بازی‌وارسازی در اپلیکیشن‌های انگلیسی‌زبان بیشتر از اپ‌های فارسی‌زبان است. در رانه‌های حماسی، دستاورد، بازخورد و مالکیت، سهم اپ‌های انگلیسی به‌ترتیب 24/62 درصد، 33/85 درصد، 29/23 درصد و 58/46 درصد بود، درحالی‌که همین عناصر در اپ‌های فارسی تنها 4/62 درصد، 12/31 درصد، 4/62 درصد و 13/85 درصد ثبت شد. تنها برتری اپ‌های فارسی در رانۀ تأثیر اجتماعی با 12/37 درصد در برابر 3/08 درصد مشاهده شد. تحلیل کلی هشت رانه اکتالیسیس نیز نشان داد که در اپ‌های انگلیسی، رانه‌های دستاورد (24/34 درصد)، خلاقیت (17/99 درصد) و مالکیت (19/58 درصد) بیشترین سهم را داشتند، درحالی‌که در اپ‌های فارسی بیشترین فراوانی به رانه محدودیت (33/85 درصد) تعلق گرفت. به‌طورکلی، اپلیکیشن‌های انگلیسی ساختار بازی‌وارسازی منسجم‌تر و متنوع‌تری دارند، درحالی‌که اپ‌های فارسی بیشتر بر محدودیت‌ها، محتوا و تعامل اجتماعی تمرکز کرده‌اند.نتیجه‌گیری: نتایج بیانگر آن است که طراحی اپ‌های فارسی عمدتاً متکی بر رانه‌های درونی (ارزش و آموزش) و اپ‌های انگلیسی متکی بر رانه‌های بیرونی (پاداش، چالش و پیشرفت) است. در مجموع، بازی‌وارسازی در اپ‌های فارسی در سطح ابتدایی قرار دارد و نیازمند توسعۀ الگوهای بومی و ترکیبی از انگیزش درونی و بیرونی برای افزایش جذابیت و تداوم مطالعۀ کودکان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنجش وضعیت تحول دیجیتال سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ایران بر مبنای مدل بلوغ دیجیتال تی‌.ام‌. فروم</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3239.html</link>
      <description>هدف: پیشرفت‌های سریع در فناوری‌های دیجیتال، مدیریت و انتشار اطلاعات، سراسر جهان را متحول کرده است. در این زمینه، سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ایران باتوجه به ظهور فناوری‌های جدید، ضروری است از پتانسیل تحول دیجیتال برای ارتقای عملکرد و خدمات خود استفاده کند. پژوهش حاضر باهدف سنجش وضعیت تحول دیجیتال سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ایران بر مبنای مدل بلوغ دیجیتال تی‌.ام‌. فروم انجام شد.روش: پژوهش حاضر از نوع مطالعه توصیفی و به روش‌شناسی کیفی بر مبنای مدل بلوغ دیجیتال تی‌.ام‌. فروم بود. جامعۀ آماری موردنظر پژوهش حاضر را مدیران سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران تشکیل دادند. روش نمونه‌گیری در این مطالعه، نمونه‌گیری هدفمند و در دسترس بود و تا زمان اشباع اطلاعات نیز ادامه پیدا کرد. روش تحلیل محتوای مصاحبه‌ها با روش هفت‌مرحله‌ای کلایزی که یکی از روش‌های تحلیل در پژوهش‌های کیفی به‌شمار می‌رود، انجام شد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزار MAXQDA نیز استفاده شد.یافته‌ها: در بررسی و تحلیل پاسخ‌های مشارکت‌کنندگان هفت مقولۀ اصلی در این خصوص یافت شد که عبارت‌اند از: جنبه‌های مالی و درآمدی، بازاریابی و تبلیغات، ارائۀ خدمات و تعامل با کاربر، تکنولوژی و مدیریت فرایند، توسعۀ کارکنان و توسعۀ سازمانی، مدیریت داده، قابلیت دسترسی و همکاری و مشارکت.نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان داد که سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ایران با تمرکز بر جنبه‌های مالی، فناوری‌های نوظهور، مدیریت داده و تعامل با کاربران و تغییر در خدمات و هوشمندسازی آن می‌تواند مسیر تحول دیجیتال خود را بهبود بخشد. تمرکز بر این مقوله‌ها به سازمان کمک می‌کند تا به‌طور مؤثر نیازهای ذی‌نفعان را برآورده کند. در نهایت پیشنهاد می‌شود، سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ایران خط‌مشی‌ها و دستورالعمل‌های جامعی را برای حمایت از فرایند تحول دیجیتال در کتابخانه‌ها، تدوین و توسعه دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناساییِ ابعاد بلوغ تحول دیجیتال و تأثیر آن بر شایستگی عملکرد کتابداران در دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3123.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر ابعاد بلوغ تحول دیجیتال را شناسایی و تأثیر آن را بر شایستگی عملکرد کتابداران در دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران تبیین نموده است.روش: &amp;amp;nbsp;پژوهش حاضر ازلحاظ هدف از نوع کاربردی، ازلحاظ روش گردآوری داده‌ها از نوع آمیخته (کیفی و کمّی) و از منظر فلسفی مبتنی بر فلسفۀ اثبات‌گرایانه است و با رویکرد قیاسی- استقرایی انجام شده است. پژوهش در دو بخش کیفی (تحلیل مضمون و دلفی) و کمی صورت گرفت. جامعه موردمطالعه در بخش کیفی با در نظر گرفتن معیار&amp;amp;shy;های ورودی و خروجی شامل 41 منبع فارسی و لاتین در رابطه با تحول دیجیتال و بلوغ آن با در نظر گرفتن محدودۀ زمانی، آثار لاتین بین سال‌های 2016 تا 2023 میلادی و آثار فارسی بین سال‌های 1395 تا 1402 شمسی به روش سرشماری انتخاب شدند. جامعۀ آماری در بخش دلفی شامل 15 نفر از اساتید و خبرگان درزمینۀ تحول دیجیتال در دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران است که به روش غیر احتمالی هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. در بخش کمی براساس فرمول کوکران 163 نفر از بین 280 نفر کتابداران کتابخانه‌های مرکزی ده کلان منطقه دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران به روش طبقه‌ای تصادفی به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع&amp;amp;shy;آوری داده‌ها در بخش کمی، پرسشنامه محقق‌ساخته براساس مؤلفه‌های اکتشاف شده بود که اعتبار آن از طریق روش&amp;amp;shy;های روایی سازه و بارهای عاملی و همچنین پایایی آلفای کرونباخ تأیید شد. به‌منظور تجزیه‌&amp;amp;shy;وتحلیل داده&amp;amp;shy;ها از تحلیل عاملی تأییدی و همچنین تحلیل مسیر، با استفاده از نرم&amp;amp;shy;افزار آماری SMART PLS بهره &amp;amp;shy;برده شد.یافته‌ها: براساس یافته‌های بخش تحلیل مضمون و دلفی و تحلیل عاملی تأییدی 61 گویه پرسشنامه بلوغ تحول دیجیتال در 2 مؤلفه اصلی، عوامل درون‌سازمانی با بار عاملی (0/970) و عوامل برون‌سازمانی با بار عاملی (0/799) شناسایی و طبقه‌بندی شده‌اند. به‌طوری‌که برای بُعد درون‌سازمانی عامل‌های &amp;amp;laquo;توسعۀ فرهنگ دیجیتال، توسعۀ زیرساخت‌های دیجیتال، توسعۀ منابع انسانی، توسعۀ منابع مدیریتی، توسعۀ راهبردهای دیجیتال، توسعۀ زیرساخت فناوری‌های نوین، پشتیبانی دیجیتال، قوانین و مقررات سازمانی، توسعۀ تجربه دیجیتال کاربران، توسعۀ منابع مالی دیجیتال&amp;amp;raquo; و برای بُعد برون‌سازمانی عامل‌های &amp;amp;laquo;قوانین و مقررات ملی، توسعۀ فرهنگ ملی درزمینۀ تحول دیجیتالی، همکاری و حمایت نهادهای بالادستی و دانشگاهی&amp;amp;raquo; شناسایی شدند. تحلیل عامل تأییدی ابزار ساخته‌شده، نشان داد ابزار از برازش مطلوب برخوردار است. بالاتر بودن پایایی ترکیبی همه عوامل از 0/7 نمایانگر پایایی مطلوب ابزار بود. مثبت و معنادار بودن همبستگی رتبه مؤلفه‌های پرسشنامه نشان‌دهندۀ روایی همگرای پرسشنامه بود. همچنین نتایج بخش کمی حاکی از آن بود که بلوغ تحول دیجیتال بر شایستگی عملکرد کتابداران کتابخانه‌های مرکزی دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران تأثیر مثبت و معناداری دارد (0/05&amp;amp;gt;p).نتیجه‌گیری: با در نظر گرفتن نتایج به‌دست‌آمده می‌توان گفت بلوغ تحول دیجیتال مؤلفه‌ای‌ تأثیرگذار بر ارتقای شایستگی عملکرد کتابداران پزشکی است، بنابراین، پیشنهاد می‌شود مدیران مراکز اطلاع‌‌رسانی دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران با فراهم‌آوردن زمینۀ مناسب جهت تحول دیجیتال، از شایستگی نیروی انسانی به‌عنوان دروازۀ ورود به بهره‌وری بالای سازمانی استفاده کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر مهارت‌های کوانتومی مدیریت بر توسعه فرهنگ مطالعه کاربران با تأکید بر نقش میانجی رفتار اشتراک دانش (مورد مطالعه: کتابخانه‌های عمومی استان البرز)</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3242.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف سنجش تأثیر مهارت‌های کوانتومی مدیریت بر توسعه فرهنگ مطالعه کاربران کتابخانه‌های عمومی استان البرز و با درنظر گرفتن نقش رفتار اشتراک دانش به عنوان میانجی انجام شده است.روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نوع پیمایشی است. جامعه پژوهش شامل کتابداران و کاربران کتابخانه‌های عمومی استان البرز است. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه‌های استاندارد مهارت‌های کوانتومی مدیریت (شلتون و دارلینگ،۲۰۰۰م)، رفتار اشتراک دانش (چناماننی، 2006م) و پرسشنامه رفتار توسعه فرهنگ مطالعه کاربران (دهقانی‌راینی، 1392) است که دو پرسشنامه اول در بین کتابداران، و پرسشنامه رفتار توسعه فرهنگ مطالعه در بین کاربران توزیع شد. در این پژوهش تأثیر مهارت‌های کوانتومی مدیریت بر توسعه فرهنگ مطالعه کاربران کتابخانه‌‌های استان البرز به روش مدل‌یابی معادلات ساختاری ترسیم شده است. حداقل حجم نمونه کتابداران 335 نفر و حداقل حجم نمونه کاربران 140 عدد محاسبه شد. باتوجه به اینکه باید تعادلی بین تعداد پرسشنامه‌های وارد شده به مرحله تحلیل در دو گروه کاربران و کتابداران برقرار باشد، بنابراین، تعداد پرسشنامه‌های توزیع شده در بین کاربران باید بیشتر از 140 عدد برآورد می‌شد که در این پژوهش تعداد پرسشنامه‌های توزیع شده در دو گروه 335 عدد بود. از این تعداد، 314 پرسشنامه کاربر و 318 پرسشنامه از سوی کتابداران عودت داده شد که در تحلیل نهایی مورد استفاده قرار گرفت. به منظور طبقه‌بندی و تجزیه و تحلیل داده‌های گردآوری شده از روش‌های آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده گردید. به منظور استفاده صحیح از آزمون‌ها و روش‌های آماری، آزمون کلموگروف&amp;amp;ndash; اسمیرنوف انجام شد. همچنین از نرم‌افزار SPSS (نسخه 27) به منظور بررسی مشخصات جمعیت‌شناختی جامعه پژوهش و ارائه یافته‌های توصیفی و برای بررسی فرضیه‌ها، از نرم‌افزار Smart PLS (نسخه 4) و روش مدل-سازی معادلات ساختاری استفاده شد.یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد مهارت‌های کوانتومی مدیریت تأثیر مثبت و معناداری بر رفتار اشتراک دانش دارد. علاوه بر آن، تأثیر رفتار اشتراک دانش بر توسعه فرهنگ مطالعه، و همچنین تأثیر مهارت‌های کوانتومی بر توسعه فرهنگ مطالعه، و بالاخره تأثیر مهارت‌های کوانتومی بر فرهنگ مطالعه با میانجی‌گری رفتار اشتراک دانش بی‌اثر بوده است. بدین‌ترتیب تنها فرضیه دوم پژوهش مورد تأیید قرار گرفت.نتیجه‌گیری: مدیریت کوانتومی از جمله سبک‌های جدید مدیریتی است که تلاش می‌کند با ایجاد همدلی و مشارکت در بین اعضای سازمان، نشاط سازمانی را برقرار و پویایی بیشتر کارکنان را موجب شود. این همدلی و اعتماد سازمانی موجب ترغیب کارکنان به تسهیم و رفتار اشتراک دانش می-شود. اما این رفتار اشتراک دانش در راستای توسعه فرهنگ مطالعه در بین کاربران کتابخانه‌ها که کتابخانه در خدمت آنان فعالیت می‌کند نیست. دلایل متعددی برای این امر مفروض است که نیازمند بررسی دقیق‌تر در قالب پژوهشی جداگانه است. شاید یکی از دلایل آن عدم درک کتابداران از ذی-نفعان در رفتار اشتراک دانش است. برای برخی افراد، رفتار اشتراک دانش تنها محدود به خود یا دوستان نزدیک آنان است. حال آنکه شناخت درست و هدفمند اهداف سازمان موجب می‌شود تمامی کارکنان، کتابخانه را یک مجموعه واحد درنظر گرفته و مشتریان (کاربران) کتابخانه را جزئی از کل درنظر بگیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی فرصت‌ها و چالش‌های سواد اطلاعاتی در آموزش و پژوهش: رویکردی مبتنی بر فراترکیب</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3201.html</link>
      <description>هدف: سواد اطلاعاتی به‌عنوان یکی از مهارت‌های اساسی در عصر اطلاعات و فناوری، نقش مهمی در فرایندهای آموزشی و پژوهشی ایفا می‌کند. بااین‌حال، شناسایی فرصت‌ها و چالش‌های مرتبط با سواد اطلاعاتی در این زمینه‌ها، نیازمند توجه جدی است. از یک‌سو، فرصت‌هایی نظیر دسترسی به منابع اطلاعاتی گسترده، ابزارهای جستجو و فناوری‌های نوین، به پژوهشگران و دانشجویان این امکان را می‌دهد که به‌راحتی به اطلاعات موردنیاز خود دسترسی پیدا کنند و کیفیت پژوهش‌های خود را ارتقاء دهند. از سوی دیگر، چالش‌هایی نیز وجود دارد که می‌تواند مانع از بهبود سواد اطلاعاتی در آموزش و پژوهش شود. این چالش‌ها شامل عدم دسترسی به منابع معتبر، نداشتن آموزش کافی درزمینۀ سواد اطلاعاتی و دشواری در ارزیابی کیفیت اطلاعات است. همچنین، تفاوت‌های فرهنگی و اجتماعی در دسترسی به فناوری و اطلاعات می‌تواند به نابرابری‌های آموزشی منجر شود. هدف پژوهش حاضر شناسایی فرصت‌ها و چالش‌های سواد اطلاعاتی در آموزش و پژوهش براساس رویکردی مبتنی بر فراترکیب است.روش: پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و با رویکرد کیفی و با استفاده از روش فراترکیب انجام شده است. جامعۀ آماری پژوهش حاضر، شامل مقالات فارسی بین بازۀ زمانی سال‌های 1390 تا 1403 و مقالات لاتین بین بازۀ زمانی 2000 تا 2024 در حوزۀ سواد اطلاعاتی در بخش آموزشی و پژوهشی بود که از پایگاه‌های علمی اسکوپوس، وب‌آو‌ساینس، گنج ایرانداک، نورمگز و سیویلیکا جستجو شد. پژوهش حاضر با بررسی مرور پیشینه‌ها در حوزۀ سواد اطلاعاتی در آموزش و پژوهش، 236 پژوهش را بازیابی کرد. تعداد مقالات و پایان‌نامه‌ها در پایگاه‌های فارسی 221 و تعداد مقالات در پایگاه‌های لاتین 15 بود که تعدادی از این مقالات به دلیل تکراری بودن یا نامرتبط بودن حذف شدند. درنهایت، تعداد 26 پژوهش باقی ماند. ازاین‌رو، مراحل پژوهش حاضر براساس یک رویکرد هفت مرحله‌ای که شامل تنظیم پرسش‌های پژوهش، بررسی نظام‌مند متون، جستجو و انتخاب منابع مناسب، استخراج اطلاعات از منابع، تجزیه، تحلیل و ترکیب یافته‌ها، کنترل کیفیت و ارائه یافته‌ها بود، انجام شد.یافته‌ها: به‌این‌ترتیب مطالعات موردبررسی براساس تحلیل و کدگذاری در قالب 2 مفهوم و 2 مقوله شامل پژوهش‌های با محوریت شناسایی فرصت‌ها و چالش‌های سواد اطلاعاتی در آموزش و پژوهش تبیین شدند. ازاین‌رو، 31 فرصت در حوزۀ سواد اطلاعاتی در آموزش و 18 فرصت در حوزۀ پژوهش شناسایی شد؛ و 9 چالش در حوزۀ سواد اطلاعاتی در آموزش و 4 چالش در حوزۀ پژوهش شناسایی شد.نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهد که سواد اطلاعاتی نقش حیاتی در ارتقاء کیفیت یادگیری و پژوهش دارد. با شناسایی 31 فرصت در حوزۀ آموزش و 18 فرصت در حوزۀ پژوهش، اهمیت مهارت‌های سواد اطلاعاتی در توسعۀ تفکر انتقادی، خلاقیت و نوآوری تأکید شده است. همچنین، چالش‌های متعددی ازجمله عدم گنجاندن سواد اطلاعاتی در برنامه‌های درسی و کمبود مهارت‌های فناوری در میان دانش‌آموزان و اساتید شناسایی شده است که مانع از بهره‌برداری کامل از این مهارت‌ها می‌شود. درنهایت، پیشنهاد‌هایی برای بهبود آموزش سواد اطلاعاتی و به‌روزرسانی مهارت‌های اساتید و دانشجویان ارائه شده است که می‌تواند به تقویت این مهارت‌ها و بهبود فرایندهای آموزشی و پژوهشی کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و ارزیابی تاثیر مولفه‌های نقش آفرین بر رفتار نوآوری سبز سازمانی</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3243.html</link>
      <description>هدف: با توجه به اهمیت روزافزون توسعة پایدار و ضرورت حفظ محیط زیست، سازمان‌ها در تمامی حوزه‌ها به‌ویژه حوزة منابع انسانی و دانش‌محور، به‌دنبال راهکارهایی برای بهبود عملکرد و تحقق اهداف زیست‌محیطی خود هستند. در این میان، توسعة همگرایی میان مدیریت منابع انسانی سبز و مدیریت دانش سبز به‌عنوان دو مؤلفه حیاتی، نقش مؤثری در ترویج و گسترش رفتار نوآوری سبز میان کارکنان ایفا می‌کند. مدیریت منابع انسانی سبز با تمرکز بر جذب، آموزش، نگهداشت و توسعة نیروهای انسانی متعهد به اهداف زیست‌محیطی، و مدیریت دانش سبز با ایجاد و تسهیم دانش مرتبط با حفظ محیط زیست، به‌عنوان ابزارهای کلیدی در مسیر تحقق نوآوری‌های سبز مطرح می‌شوند. هدف این پژوهش، بررسی و توسعة چارچوبی برای همگرایی این دو حوزه با تأکید بر نقش تعهد سازمانی سبز و تسهیم دانش به‌عنوان عوامل میانجی در ایجاد رفتار نوآوری سبز منابع انسانی است.روش: روش پژوهش از نوع کاربردی و پیمایشی است که جامعة آماری آن شامل کارکنان دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی کشور بوده و حجم نمونه ۳۸۴ نفر با استفاده از فرمول کوکران تعیین شده است. داده‌ها از طریق پرسشنامه پژوهشگر‌ساخته گردآوری و با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) تحلیل شدند.یافته‌ها: مدیریت منابع انسانی سبز و مدیریت دانش سبز به‌طور مستقیم و مثبت بر رفتار نوآوری سبز تأثیرگذارند. همچنین، تعهد سازمانی سبز و تسهیم دانش، نقش میانجی قابل توجهی در این رابطه ایفا می‌کنند. شاخص‌های پایایی و روایی داده‌ها تأییدکننده کیفیت مدل اندازه‌گیری بودند و تمامی فرضیه‌های پژوهش تأیید شدند.نتیجه‌گیری: همگرایی مدیریت منابع انسانی سبز و مدیریت دانش سبز همراه با ارتقای تعهد سازمانی سبز و تسهیم دانش می‌تواند به‌شکل مؤثری رفتار نوآوری سبز کارکنان را تقویت کند. این یافته‌ها به مدیران سازمان‌ها کمک می‌کنند تا با بهره‌گیری از راهکارهای هدفمند در زمینة منابع انسانی و دانش، مسیر توسعة پایدار و نوآوری محیط زیستی را تسهیل کنند.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش آموزش سواد اطلاعاتی بر تفکر خلاق دانش‌آموزان دختر ابتدایی</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3216.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش بررسی تأثیر آموزش سواد اطلاعاتی بر تفکر خلاق دانش‌آموزان دختر دورۀ ابتدایی است. با توجه به نقش کلیدی تفکر خلاق در حل مسائل پیچیده، پرورش استقلال فکری، افزایش مهارت یادگیری و آمادگی برای زندگی در دنیای اطلاعات‌محور، پژوهش حاضر در تلاش است تا با ارائۀ شواهد علمی معتبر، نقش مؤثر آموزش سواد اطلاعاتی را در ارتقای توانمندی‌های شناختی و خلاقانه دانش‌آموزان تبیین کند.روش: پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش، تجربی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل بوده است. جامعۀ آماری شامل دانش‌آموزان دختر پایۀ پنجم و ششم ابتدایی در شهر محمدیه (استان قزوین) بوده که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شده‌اند. برای سنجش تفکر خلاق، از آزمون تصویری تفکر خلاق تورنس (فرم الف) استفاده شده است. داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس و یو مان‌ویتنی موردبررسی قرار گرفته‌اند.یافته‌ها: یافته‌های این پژوهش نشان داد که آموزش سواد اطلاعاتی تأثیر بسزایی در بهبود تفکر خلاق دانش‌آموزان داشته است. بررسی نتایج نشان داد که میانگین نمرات مؤلفه‌های تفکر خلاق در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به‌طور معناداری افزایش یافته است. در مؤلفه سیالی، دانش‌آموزان گروه آزمایش توانستند ایده‌های بیشتری نسبت به قبل تولید کنند و تفکرشان گسترده‌تر و روان‌تر شد. این افزایش در گروه کنترل مشاهده نشد و حتی کاهش اندکی در برخی موارد به چشم خورد. در مؤلفۀ انعطاف‌پذیری، دانش‌آموزان گروه آزمایش توانستند دیدگاه‌های متنوع‌تری ارائه دهند و راه‌حل‌های مختلفی را برای یک مسئله بیابند. انعطاف‌پذیری ذهنی آنان در مواجهه با اطلاعات جدید بهبود یافت و آنان توانستند بین حوزه‌های مختلف دانش، ارتباطات معنادارتری برقرار کنند. در مقابل، گروه کنترل تغییرات ناچیزی در این مؤلفه نشان دادند. اصالت در دانش‌آموزانی که آموزش سواد اطلاعاتی دیده بودند، رشد محسوسی داشت. این دانش‌آموزان توانستند ایده‌های نوآورانه‌تری ارائه دهند که از تفکر معمولی فراتر بود. این نتایج نشان می‌دهد که آموزش سواد اطلاعاتی، علاوه بر تقویت مهارت‌های پژوهشی، می‌تواند بر جنبه‌های خلاقیت فردی نیز تأثیرگذار باشد. مؤلفۀ بسط نیز بهبود قابل‌توجهی را در گروه آزمایش نشان داد. این دانش‌آموزان توانستند جزئیات بیشتری به ایده‌های خود اضافه کنند، آن‌ها را دقیق‌تر توضیح دهند و ساختار فکری منسجم‌تری برای ایده‌های خود ایجاد کنند. این پیشرفت‌ها در گروه کنترل مشاهده نشد. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نیز تأیید کرد که آموزش سواد اطلاعاتی تأثیر معناداری بر افزایش تفکر خلاق دانش‌آموزان داشته است. مقدار اندازه اثر 0/683 نشان داد که این تأثیر بسیار قوی بوده و بخش عمده‌ای از تغییرات در تفکر خلاق ناشی از این مداخلۀ آموزشی است.نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که آموزش مهارت‌های سواد اطلاعاتی می‌تواند به‌عنوان یک راهبرد آموزشی مؤثر برای تقویت تفکر خلاق در دانش‌آموزان ابتدایی به کار گرفته شود. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود که نظام آموزشی کشور، برنامه‌های مدون‌تری برای گسترش سواد اطلاعاتی در مدارس ابتدایی تدوین و اجرا کند. ازجمله راهکارهای پیشنهادی می‌توان به برگزاری دوره‌های آموزشی برای معلمان، طراحی فعالیت‌های مشارکتی و بازی‌محور در کلاس‌های درس و توسعۀ برنامه‌های درسی میان‌رشته‌ای اشاره کرد. آموزش سواد اطلاعاتی می‌تواند بستری مناسب برای توسعۀ مهارت‌های تفکر خلاق و رشد توانمندی‌های شناختی دانش‌آموزان فراهم سازد و آن‌ها را برای مواجهه با چالش‌های پیچیدۀ دنیای اطلاعاتی امروز آماده کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل خرابکاری دانش در سازمان‌های دولتی؛ رویکرد ساختاری تفسیری</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3267.html</link>
      <description>هدف: امروزه رفتار انسان‌ها تا حد زیادی غیر قابل پیش‌بینی می‌باشد و تحت تاثیر عوامل مختلفی نیز قرار دارد، سازمان‌ها همواره با افرادی مواجهه هستند که علی‌رغم سعی و کوشش مدیریت سازمان‌ها برای بهینه‌سازی دانش درو‌ن‌سازمانی و ایجاد محیطی دانش‌محور با پیشرفت و رشد پایدار برای کارکنان، موجب ایجاد انحرافات و رفتارهای ویرانگری در سازمان می‌شوند وجود این افراد با رفتارهای ویرانگری می‌تواند موجب کاهش بهره‌وری سازمان و سایر کارکنان شود. یکی از این انحرافات رفتاری که امروزه در بین منابع انسانی وجود دارد و آسیب‌های زیادی را به پیکره‌های سازمان وارد کرده است تحت عنوان، خرابکاری دانش دانش شناخته می‌شود. لذا این پژوهش باهدف طراحی مدل خرابکاری دانش در سازمان‌های دولتی؛ رویکرد ساختاری تفسیری انجام شد. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، مدیران ارشد و مدیران حوزه منابع انسانی سازمان‌های دولتی استان لرستان هستند که تعداد 30 نفر از آن‌ها با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده‌اند. ابزارگردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی آن‌ها با استفاده از روش محتوایی و روایی نظری و پایایی درون‌کدگذار و میان‌کدگذار تایید شد. دراین پژوهش داده‌های کیفی با روش تحلیل محتوا و نرم‌افزار Maxqda و نتایج کمی با روش ISM تحلیل شد. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش مشتمل بر شناسایی ابعاد و مولفه‌های اثرگذار بر خرابکاری دانش در چهار محور زمینه‌های بسترهای شکل‌گیری خرابکاری دانش، عوامل مداخله جوی خرابکاری دانش به همراه ابعاد و پیامدهای آن است. نتیجه‌گیری:&amp;amp;nbsp;نتایج پژوهش نشانگر آن است که پیاده‌سازی خرابکاری دانش کاهش کارایی تصمیم‌گیری مدیریتی، افزایش هزینه‌های اجرایی و زمانی، تضعیف نوآوری و بهبود مستمر وکاهش سرمایه اجتماعی سازمان را به دنبال خواهد داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تفاوت طبقه بندی علوم از دیدگاه اندیشمندان مسلمان و اندیشمندان غربی از منظر مبنا</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3269.html</link>
      <description>هدف: اندیشمندان اسلامی و غربی بر اساس سه مبنای هستی‌شناختی، روش‌شناختی و ارزش‌شناختی به طبقه‌بندی علوم مختلف پرداخته‌اند. اما باتوجه‌به نوع نگاه متفاوت به علوم، معیارها و الگوهای گوناگونی را اساس طرح‌ طبقه‌بندی خود قرار داده‌اند. هدف از این مطالعه یافتن تفاوت‌ها و تشابهات طبقه‌بندی‌های علوم غربی و اسلامی باتکیه‌بر مبانی سه‌گانه مذکور است.روش: مقاله حاضر از نوع تحلیلی و با روش مرور متون انجام شده است.یافته‌ها: مبنای هستی‌شناختی در طبقه‌بندی علوم اندیشمندان اسلامی و غربی، نسبت به مبانی روش‌شناختی و ارزش‌شناختی، بیشتر محل اعتنا بوده است. این در حالی است که در مقام معیار و الگوی تقسیم علوم هر دو موضوع‌محور پیش رفته‌اند. تفاوت آن‌جا است که الگوها و معیارهای تقسیم علوم در میان اندیشمندان مسلمان بیشتر است، البته با ذکر این نکته که ملاک کتابخانه‌ای به جهت سادگی و سهولت در کاربرد جهت ذخیره و بازیابی علوم کاربرد بیشتری داشته است.نتیجه‌گیری: با شناخت تفاوت‌هایی که میان مبانی الگوها و معیارهای طبقه‌بندی اندیشمندان غربی و اسلامی وجود دارد، می‌توان از نوعی بومی‌سازی دانش طبقه‌بندی مبتنی بر هستی‌شناسی اندیشمندان مسلمان سخن گفت و اهداف آموزشی و پژوهشی را متناسب با آن تعیین کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتبارسنجی الگوی مدیریت دانش شخصی در راستای کنترل اضافه بار اطلاعاتی</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3273.html</link>
      <description>هدف: پژوهش کنونی از نظر هدف، یک مطالعه کاربردی-توسعه‌ای است که به طراحی و اعتبارسنجی مدلی منسجم و عملی می‌پردازد و از نظر روش‌شناسی، به عنوان یک پژوهش پیمایشی مقطعی با بهره‌گیری از داده‌های کیفی و کمی شناخته می‌شود.روش:&amp;amp;nbsp;این پژوهش براساس نحوه گردآوری داده‌ها یک پژوهش پیمایشی-مقطعی محسوب می‌شود و براساس روش تحلیل یک پژوهش آمیخته است که با روش‌های کیفی-کمی انجام شد. در بخش کیفی، با مرور جامع منابع علمی و پژوهشی موجود در پایگاه‌های اطلاعاتی معتبر بین‌المللی و داخلی در بازه زمانی 1395 تا 1403 شمسی (2000 تا 2024 میلادی)، 44 مقاله مرتبط شناسایی و پس از ارزیابی دقیق، 39 مقاله به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و مورد تحلیل قرار گرفتند. این تحلیل کیفی به استخراج مؤلفه‌ها و شاخص‌های اصلی مدیریت دانش شخصی و کنترل اضافه بار اطلاعاتی کمک کرد. در بخش کمی، داده‌ها از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته که بر اساس یافته‌های بخش کیفی طراحی گردید. محاسبه حجم نمونه از قاعده تحلیل توان کوهن (1992) و نرم‌افزار G*Power تعداد150 نفر از مدیران و کارشناسان سازمان اسناد و کتابخانه ملی را برآورد نمود. ابزارهای گردآوری داده‌ها شامل مطالعات کتابخانه‌ای و پرسشنامه شامل 15 سازه اصلی و 71 گویه با طیف لیکرت پنج درجه بود و برای تحلیل داده‌های به‌دست‌آمده، روش فراترکیب و مدل‌یابی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی به کار گرفته شد. برای بررسی اعتبار بخش کیفی از الگوی CASP استفاده شد. روائی پرسشنامه نیز با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا بررسی شد. جهت سنجش پایایی پرسشنامه نیز از آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده گردید.یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که مؤلفه‌های امنیت دانش، اکتساب دانش، تحلیل و پردازش داده‌ها، خلق دانش نو و ذخیره‌سازی مؤثر دانش، به طور مستقیم بر فرآیند تسهیم دانش در میان افراد تأثیرگذار هستند. همچنین، تسهیم دانش نقش میانجی مهمی دارد و بر مهارت‌های دانش فردی، سازمانی و فناوری کارکنان اثرگذار است. این مهارت‌ها به نوبه خود باعث ارتقاء عوامل فردی مانند خودکارآمدی، انگیزه یادگیری و سواد اطلاعاتی می‌شوند که از پیش‌نیازهای مهم کنترل مؤثر اضافه بار اطلاعاتی به شمار می‌آیند. علاوه بر این، عوامل ابزاری، فناوری و سازمانی، به ویژه در زمینه استفاده از سامانه‌های نوین مدیریت دانش، پشتیبانی فناوری اطلاعات و توسعه فرهنگ سازمانی مناسب، نقش تعیین‌کننده‌ای در کاهش اضافه بار اطلاعاتی ایفا می‌کنند.نتیجه‌گیری: پیاده‌سازی الگوی مدیریت دانش شخصی می‌تواند نقش مؤثری در کاهش اضافه بار اطلاعاتی کارکنان سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایفا کند. این الگو با ارتقاء مهارت‌های فردی در مدیریت اطلاعات، گزینش دانش و اولویت‌بندی محتوا، موجب افزایش بهره‌وری شناختی، بهبود تصمیم‌گیری و ارتقاء رضایت شغلی خواهد شد</description>
    </item>
    <item>
      <title>امکان سنجی بکارگیری فناوری واقعیت افزوده در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3314.html</link>
      <description>هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر امکان‌سنجی بکارگیری فناوری واقعیت افزوده در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران بوده است.روش: این پژوهش به روش رویکرد آمیخته با استراتژی اکتشافی انجام شده است. در این پژوهش ابتدا با مطالعه متون و ادبیات پژوهش متغیرهای اصلی موثر در بکارگیری فناوری واقعیت افزوده شامل: سیاست‌های سازمانی، نیروی انسانی، زیرساخت‌های فنی و منابع مالی؛ استخراج گردید. سپس مصاحبه‌ای نیمه‌ساختار یافته تنظیم گردیده و از 12 نفر خبره در حوزه فناوری واقعیت افزوده مصاحبه انجام شد. یافته‌ها: تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان داد که سیاست‌های سازمانی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برای استفاده از فناوری واقعیت افزوده در حد متوسط و پایین‌تر از آن قرار داشته است. همچنین در مجموع وضعیت نیروی انسانی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برای بکارگیری فناوری افزوده در ارائه خدمات در وضعیت مطلوبی است. از نظر پاسخ‌گویان زیرساخت‌های فنی مناسب در سازمان برای بکارگیری فناوری افزوده وجود ندارد. همچنین سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران از نظر مالی و بودجه‌بندی از وضعیت مطلوبی برای استفاده از فناوری واقعیت افزوده برخوردار نیست. براساس یافته‌های پژوهش سازمان می‌تواند در ارائه این خدمات از فناوری واقعیت افزوده استفاده نماید: آموزش کاربران و کتابداران، برگزاری تورهای مجازی بازید از کتابخانه، نمایشگاه‌های مجازی، اطلاعات تکمیلی در مورد منابع، راهبری کاربران و راهنمایی بخش‌های سازمان، نمایش سه‌بعدی اشیاء موزه و دسترسی به منابع نادر و نسخ خطی.نتیجه‌گیری: هر چند به نظر می‌رسد از برخی جهات شرایط لازم برای بکارگیری فناوری واقعیت افزوده در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران وجود ندارد؛ اما با کمی بازنگری در برنامه‌ها می‌توان از این فناوری استفاده نمود. در برنامه‌های سازمان استفاده از هوش مصنوعی آمده که می‌توان فناوری واقعیت افزوده را در زیرمجموعه این برنامه‌ها جای داد. همچنین می‌توان در برنامه‌های آینده نیز این فناوری و استفاده از آن را لحاظ نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کتابخانه‌های‌ عمومی روستایی به‌مثابه میانجی دانش بومی آب: مطالعه موردی خراسان جنوبی</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3344.html</link>
      <description>هدف: دانش بومی آب در جوامع روستایی نقشی محوری در تاب‌آوری در برابر خشکسالی دارد، اما به دلیل شفاهی‌بودن و فقدان سازوکارهای رسمی در معرض زوال است. این پژوهش با هدف تبیین نقش کتابخانه‌های عمومی روستایی خراسان جنوبی به‌مثابه میانجی در مدیریت دانش بومی آب انجام شد و به شناسایی ظرفیت‌ها، چالش‌ها و راهکارهای اجرایی این نقش پرداخت. روش: پژوهش کیفی با روش مطالعه موردی در شهرستان‌های بیرجند و سربیشه انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۱۶ کتابدار و ۶ کارشناس آب جهاد کشاورزی گردآوری و با نمونه‌گیری هدفمند تا اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده‌ها با رویکرد تحلیل محتوای قیاسی&amp;amp;ndash;استقرایی و با استفاده از نرم‌افزار مکس‌کیودا در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. ضریب توافق کدگذاران (کاپا=۰٫۵) پایایی قابل‌قبول را نشان داد.یافته‌ها: نتایج نشان داد کتابخانه‌های روستایی خراسان جنوبی در چرخه مدیریت دانش بومی آب، هفت نقش اصلی ایفا می‌کنند: شناسایی، طبقه‌بندی، مستندسازی، اشاعه، حفاظت، دسترسی و اشتراک‌گذاری. هسته مشترک این نقش‌ها &amp;amp;laquo;تسهیلگری&amp;amp;raquo; است که شامل تعامل میدانی با کشاورزان، پشتیبانی اجرایی، آموزش‌های عملی و اشاعه چندمحملی است. چالش‌های استخراج‌شده در چهار گروه قرار گرفتند: تعاملی (ضعف ارتباط با بومیان)، نهادی (همکاری ناکافی بین‌سازمانی)، فرهنگی (کم‌رنگ‌بودن فرهنگ مراجعه به کتابخانه)، و زیرساختی (کمبود منابع، تجهیزات و خط‌مشی). راهکارهای متناظر شامل برنامه‌های فرهنگی هدفمند، آموزش ضمن‌خدمت کتابداران، بهره‌گیری از نیروهای بومی و داوطلب، ایجاد زیرساخت‌های دیجیتال و سیار، و برقراری تفاهم‌نامه‌های رسمی با نهادهای محلی است.نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد کتابخانه‌های عمومی روستایی خراسان جنوبی می‌توانند با عبور از نقش سنتی امانت‌دهی، به زیست‌بوم‌های دانشی تبدیل شوند که روندهای شناسایی، سازماندهی، مستندسازی و اشاعه دانش بومی آب را یکپارچه‌سازی می‌کنند. تحقق این نقش مستلزم تدوین خط‌مشی استانی برای مدیریت دانش بومی آب، توانمندسازی کتابداران در کار میدانی و تولید محتوای چندرسانه‌ای، ایجاد مخزن دیجیتال محلی و اجرای برنامه‌های پایلوت کم‌هزینه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و ایجاد هستی شناسی وصیت‌نامه‌های شهیدان در جنگ ایران و عراق</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3345.html</link>
      <description>هدف: وصیت‌نامه‌های شهیدان جنگ ایران و عراق اسنادی ارزشمند هستند که حاوی مفاهیم عمیق تربیتی، عبادی، اخلاقی، سیاسی و فرهنگی‌اند. این پژوهش با هدف طراحی یک هستی‌شناسی تخصصی برای وصیت‌نامه‌های شهیدان انجام شده است. هدف اصلی، استخراج، سازماندهی و کاربردی‌سازی مفاهیم موجود در این اسناد بود. این رویکرد، دسترسی به محتوای وصیت‌نامه‌ها را تسهیل کرده و ابزارهای تحلیلی را بهینه می‌سازد.روش: در این پژوهش، از ترکیب روش‌های تحلیل محتوا و تحلیل حوزه‌ای استفاده شده است. داده‌ها از مجموعه‌ای شامل ۱۰۰۰ وصیت‌نامه استخراج گردید. پردازش متون با زبان برنامه‌نویسی پایتون انجام شد تا استخراج داده‌ها سیستماتیک و قابل‌مقایسه باشد. داده‌های استخراج‌شده در کاربرگ‌های تخصصی ثبت و مورد اعتبارسنجی قرار گرفتند. طراحی هستی‌شناسی بر اساس روش هفت‌مرحله‌ای نوی و مک‌گینس (2001) صورت گرفته است. پیاده‌سازی نهایی نیز با نرم‌افزار Prot&amp;amp;eacute;g&amp;amp;eacute; نسخه 5.6.4 انجام شده است.یافته‌ها: هستی‌شناسی طراحی‌شده شامل ۸۰۹۶ مفهوم است که در قالب ۶ کلاس اصلی و ۲۴۱۰ کلاس فرعی سازماندهی شده‌اند. این ساختار دارای ۴۳۹ رابطه از نوع شیء و ۲۶ رابطه از نوع داده است که پیام‌های چندبعدی وصیت‌نامه‌ها را منعکس می‌کنند. همچنین، ۱۷ ویژگی حاشیه‌ای و ۳۵۸ نمونه برای مستندسازی جامع و غنی‌سازی معنایی افزوده شده‌اند. گراف‌های مفهومی متنوعی نیز برای تجسم و تحلیل عمیق‌تر روابط میان مفاهیم تولید گردید.بحث و نتیجه‌گیری: هستی‌شناسی طراحی‌شده گامی مؤثر در جهت سازماندهی سیستماتیک اطلاعات وصیت‌نامه‌های شهیدان محسوب می‌شود. این ساختار، زمینه لازم برای توسعه ابزارهای هوشمند پردازش زبان طبیعی و سیستم‌های بازیابی اطلاعات در این حوزه را فراهم می‌آورد. فراتر از ابعاد فنی، این هستی‌شناسی به‌عنوان یک زیرساخت فرهنگی عمل می‌کند. این مدل، با بازنمایی دقیق مفاهیم معنوی، اخلاقی و اجتماعی وصیت‌نامه‌ها در تقویت هویت فرهنگی و حفظ میراث معنوی شهدا کمک می‌کند. بنابراین، این ابزار نه‌تنها یک منبع پژوهشی کارآمد است، بلکه وسیله‌ای برای تداوم معنایی و فرهنگی آموزه‌های شهیدان در جامعه محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از سنت شفاهی تا نظام‌های دیجیتال: الگوی مطلوب اشاعه و انتقال دانش بومی در صنایع‌دستی بلوچستان</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3346.html</link>
      <description>هدف: دانش بومی صنایع‌دستی بلوچستان میراثی زنده و میان‌نسلی است که عمدتاً از مسیرهای شفاهی، مشاهده‌ای و تجربی منتقل می‌شود. این پژوهش با هدف شناسایی الگوی مطلوب اشاعه و انتقال دانش بومی و بررسی گذار آن از شیوه‌های سنتی به سازوکارهای دیجیتال انجام شد.روش:&amp;amp;nbsp;روش پژوهش کیفیِ کاربردی و با طرح توصیفی&amp;amp;ndash;اکتشافی بود. داده‌ها از طریق ۱۶ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با صنعتگران و حاملان دانش (۱۱ زن و ۵ مرد) در چهار شهرستان خاش، ایرانشهر، سراوان و چابهار گردآوری شد. تحلیل داده با رویکرد سه‌مرحله‌ای و با بهره‌گیری از نرم‌افزار مکس‌کیودا انجام گرفت. برای اعتبارسنجی، بازبینی مشارکت‌کنندگان و داوری همتا و برای پایایی، توافق بین کدگذاران (کاپا=۰٫۶۵) محاسبه شد.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد اشاعه و انتقال دانش بومی بر تلفیقی از روش‌های سنتی و ظرفیت‌های نوپدید دیجیتال استوار است. در اشاعه دانش، تعامل چهره‌به‌چهره، دورهمی‌های خویشاوندی، هدایت پیشکسوتان، کارگاه‌های محلی و استفاده از الگوهای آماده نقش اصلی دارند. انتقال دانش عمدتاً در بسترهای خانوادگی و از طریق مشاهده، تقلید، تکرار، آزمون‌وخطا و همراهی با استادکار صورت می‌گیرد. نقش مادران در انتقال هنرهای ویژه، همچون سوزن‌دوزی، برجسته است. در الگوی مطلوب، مشارکت‌کنندگان بر ترکیب آموزش حضوری و دیجیتال تأکید دارند: آموزش حضوری برای درک مواد، ظرایف حرکتی و تجربه بصری ضروری است، در حالی‌که ابزارهای دیجیتال امکان دسترسی گسترده، مرور مداوم و یادگیری انعطاف‌پذیر را ایجاد می‌کنند. نمایشگاه‌ها نیز فضایی عملی برای یادگیری و تعامل با بازار فراهم می‌سازند. انتقال مطلوب از نظر صنعتگران فرایندی تدریجی، مبتنی بر علاقه، تمرکز و استمرار تمرین است و می‌تواند به توانمندسازی اقتصادی و تداوم هنرهای بومی بینجامد.نتیجه‌گیری: نتیجه پژوهش نشان می‌دهد الگوی بهینه، &amp;amp;laquo;هم‌افزایی سنت و فناوری&amp;amp;raquo; است و نهادهایی چون کتابخانه‌ها می‌توانند با مستندسازی و واسطه‌گری دانشی، نقش تقویتی ایفا کنند. پیشنهاد می‌شود سیاست‌های حمایتی، سواد دیجیتال و زیرساخت‌های آموزشی&amp;amp;ndash;فرهنگی برای حفظ و پویایی دانش بومی توسعه یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه چارچوبی برای به‌کارگیری مؤلفه‌های هوش مصنوعی در نظام‌های بازیابی اطلاعات پایگاه‌های علمی بر اساس فراترکیب و دلفی فازی</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3347.html</link>
      <description>هدف: در عصر انفجار اطلاعات، نظام‌های بازیابی اطلاعات سنتی در پایگاه‌های تخصصی نشریات علمی، در پاسخ به نیازهای پیچیده کاربران با محدودیت مواجه‌اند. هوش مصنوعی با راهکارهایی چون پردازش زبان طبیعی و شخصی‌سازی، پتانسیل عظیمی برای بهبود این فرآیندها ارائه می‌دهد. با این حال، کمبود یک چارچوب جامع و نظام‌مند که مؤلفه‌های کاربردی هوش مصنوعی را برای نظام‌های بازیابی این پایگاه‌ها شناسایی، ارزیابی و اولویت‌بندی کند، احساس می‌شود. هدف اصلی این پژوهش، ارائه یک چارچوب اعتبارسنجی‌شده و عملیاتی برای هوشمندسازی نظام‌مند این پایگاه‌ها است.روش‌: این پژوهش کاربردی با رویکرد ترکیبی اکتشافی در دو مرحله انجام شد. در مرحله نخست، با روش فراترکیب و تحلیل نظام‌مند ۱۱۲ مقاله منتخب (2000 تا 2025)، ۴۸ مؤلفه مؤثر هوش مصنوعی استخراج گردید. در مرحله دوم، جهت اعتبارسنجی و پالایش، از تکنیک دلفی فازی طی دو دور با مشارکت ۱۹ متخصص استفاده شد. روایی ابزارها با روایی محتوا و پایایی آن با آلفای کرونباخ (۰.۸۲۳) تأیید شد.یافته‌ها: پس از ارزیابی خبرگان در دو مرحله دلفی فازی، ۳۳ مؤلفه به عنوان ابزار مؤثر تأیید شدند. این مؤلفه‌ها در هفت مقوله اصلی طبقه‌بندی شدند که به ترتیب اهمیت عبارتند از: &amp;amp;laquo;جستجو و توصیه هوشمند&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تحلیل پیشرفته و کاربردهای هوشمند&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;پردازش زبان طبیعی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ارزیابی، غنی‌سازی و بهبود متن&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تحلیل معنایی، سازمان‌دهی و استخراج اطلاعات&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تولید و پردازش چندرسانه‌ای&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ترجمه و تبدیل زبان&amp;amp;raquo;.نتیجه‌گیری: این پژوهش، چارچوبی جامع و اولویت‌بندی‌شده ارائه می‌دهد که نقشه راهی راهبردی برای هوشمندسازی پایگاه‌های اطلاعاتی است. اولویت‌بندی خبرگان، نشان‌دهنده تغییر پارادایم از &amp;amp;laquo;مخزن اسناد&amp;amp;raquo; به &amp;amp;laquo;دستیار هوشمند پژوهشی&amp;amp;raquo; است. رتبه بالای &amp;amp;laquo;جستجو و توصیه هوشمند&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تحلیل پیشرفته&amp;amp;raquo; اهمیت حیاتی تجربه کاربری و حفظ اعتبار علمی را نشان می‌دهد. این چارچوب به مدیران کمک می‌کند تا سرمایه‌گذاری خود را مؤثر هدایت کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خلاقیت در هنر کتاب‌آرایی ایران: بررسی مؤلفه‌های صفحه‌آرایی، طراحی نقوش و رنگ‌گذاری در سه شاهنامه ایلخانی (دموت)، بایسنغری و طهماسبی</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3352.html</link>
      <description>هدف: شاهنامه‌های مصور ایرانی از مهم‌ترین نمونه‌های هنر کتاب‌آرایی به شمار می‌آیند که در آن‌ها پیوند میان سنت‌های ریشه‌دار هنری و خلاقیت فردی هنرمندان به‌روشنی قابل‌مشاهده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و مقایسۀ جلوه‌های خلاقیت و نوآوری در سه نسخۀ برجسته (شاهنامۀ ایلخانی، شاهنامۀ بایسنغری و شاهنامۀ طهماسبی) تدوین شده است. این پژوهش می‌کوشد نشان دهد که نوآوری در هنر کتاب‌آرایی در این شاهنامه‌ها، چگونه در چهارچوب سنت‌های تثبیت‌شده و ازطریق بازآفرینی عناصر بصری تحقق یافته است. تمرکز اصلی پژوهش بر سه مؤلفۀ کلیدی صفحه‌آرایی، طراحی نقوش و رنگ‌گذاری که عرصه‌های خلاقت و نوآوری را فراهم کرده است، می‌باشد.روش: این پژوهش از نوع کیفی و با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و تطبیقی انجام شده است. داده‌ها از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و تحلیل بصری گزیده‌ای از تصاویر سه شاهنامۀ موردنظر گردآوری شده‌اند. در فرآیند تحلیل، ساختار هندسی صفحات، شیوه‌های ترکیب‌بندی، نوع و تنوع نقوش تزئینی، هارمونی رنگی و نحوۀ سازمان‌دهی متن و تصویر به‌عنوان شاخص‌های نوآوری موردبررسی و مقایسه قرار گرفته‌اند.یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که هر یک از این سه شاهنامه، الگوی متفاوتی از خلاقیت را در چهارچوب سنت کتاب‌آرایی ایرانی ارائه می‌کند. شاهنامۀ ایلخانی (دورۀ ایلخانی) با پویایی ترکیب‌بندی، تنوع نقوش و جسارت بیشتر در رنگ‌گذاری شناخته می‌شود؛ شاهنامۀ بایسنغری (دورۀ تیموری) بیش از همه بر نظم هندسی، تعادل بصری و انسجام ساختاری تأکید دارد و شاهنامۀ طهماسبی (دورۀ صفوی) اوج نوآوری را در تلفیق پیچیده نقوش، غنای رنگی و هماهنگی دقیق میان متن و تصویر به نمایش می‌گذارد. تحلیل تطبیقی نشان می‌دهد که تفاوت‌های خلاقانه این آثار حاصل تفسیرهای فردی هنرمندان از قواعد مشترک هنر سنتی است.نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش بیانگر آن است که خلاقیت در شاهنامه‌های مصور ایرانی نه به معنای گسست از سنت، بلکه در قالب بازآفرینی و تنوع‌بخشی به الگوهای تثبیت‌شده تحقق یافته است. ازاین‌رو خلاقیت در هنر کتاب‌آرایی ایران واجد ماهیتی درون‌سنتی و فرایندی است و با تلقی مدرنِ مبتنی بر گسست از گذشته تفاوت بنیادین دارد. بررسی تطبیقی سه شاهنامۀ ایلخانی، بایسنغری و طهماسبی نشان می‌دهد که خلاقیت و نوآوری در هنر کتاب‌آرایی فرآیندی آگاهانه، نظام‌مند و وابسته به بستر تاریخی ـ فرهنگی هر اثر است و نقش مهمی در تداوم و پویایی هنر کتاب‌آرایی ایرانی ایفا کرده است. در سنت زیبایی‌شناسی کتاب‌آرایی در این سه شاهنامۀ شاخص، خلاقیت نه در نفی قواعد، بلکه در بازتفسیر آگاهانه اصول تثبیت‌شده و به‌کارگیری خلاقانۀ آن‌ها در پاسخ به نیازهای روایی، بصری هر دوره تحقق می‌یابد. ازاین‌رو، خلاقیت و نوآوری به‌مثابه گفت‌وگویی مستمر با سنت معنا می‌شود که امکان تحول تدریجی و بیان فردی را فراهم می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اولویت‌های آموزشی دست‌اندرکاران سازماندهی دانش ایران</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3365.html</link>
      <description>هدف:سازماندهی دانش فرآیندی است که در آن دانش تولیدشده در جوامع علمی، حرفه‌ای و فرهنگی به‌صورت ساختاریافته دسته‌بندی،نمایه‌گذاری و در دسترس قرار می‌گیرد.این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت‌بندی نیازهای آموزشی دست‌اندرکاران سازماندهی دانش در ایران انجام شده است تاکمیتهٔ سازماندهی دانش انجمن کتابداری و اطلاع‌رسانی ایران بتواند برنامه‌های آموزشی هدفمندی بر اساس معیارهایی مانند رشته و مقطع تحصیلی،شغل و نوع کتابخانهٔ محل اشتغال طراحی کند.روش‌: پژوهش از نوع کاربردی و روش آن توصیفی-پیمایشی است. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته جمع‌آوری شد. روایی پرسشنامه با نظر پنج متخصص درحوزهٔ سازماندهی دانش تأیید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت.پرسشنامه به‌صورت برخط در گروه‌های ایمیلی و شبکه‌های اجتماعی جامعهٔ علم اطلاعات و دانش‌شناسی ایران توزیع شد. از آنجا که از روش نمونه‌گیری استفاده نشد، تمام پاسخ‌دهندگان خودخواسته بودند. در مجموع، 140 پاسخ معتبر دریافت و با استفاده از آمار استنباطی و نرم‌افزار SPSS تحلیل شد.یافته‌ها: &amp;amp;laquo;هوش مصنوعی و فناوری‌های نوین مرتبط با سازماندهی دانش&amp;amp;raquo; به‌طور کلی بیشترین اولویت آموزشی را داشت. این اولویت به‌ویژه در بین دانشجویان، کارمندان کتابخانه‌ها، افراد با رشتهٔ علم اطلاعات و دانش‌شناسی، و افراد با مقاطع تحصیلی کاردانی، کارشناسی ارشد و دکتری مشهود بود. در مقابل، اعضای هیئت علمی و مدیران کتابخانه‌ها نرم‌افزارهای سازماندهی دانش و نرم‌افزارهای کتابخانه‌ای را در اولویت قرار دادند. در مقطع کارشناسی، زبان‌های برنامه‌نویسی و زبان‌های گسترش‌پذیر (مانند XML) به‌عنوان نیاز آموزشی اصلی معرفی شدند.نتیجه‌گیری: یافته‌ها گویای تحولی بنیادین از مهارت‌های سنتی به سمت مهارت‌های دیجیتال، داده‌محور و آینده‌نگرانه در حوزه سازماندهی دانش است. پیشنهاد می‌شودبرنامه‌های آموزشی رسمی و ضمن خدمت بازطراحی شوند ودوره‌های تخصصی در زمینه‌های هوش مصنوعی، نرم‌افزارهای سازماندهی دانش، برنامه‌نویسی و یادگیری ماشین بر اساس استانداردهای بین‌المللی سازماندهی اطلاعات برگزار گردد. همچنین، به‌کارگیری برنامه‌های آموزشی انعطاف‌پذیر می‌تواند به پاسخ‌گویی به نیازهای متنوع سازمانی کمک کند و دست‌اندرکاران را برای نقش‌آفرینی در جامعهٔ دانش‌محور آینده آماده سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>یک‌پارچه‌سازی و مدیریت جریان‌های اطلاعات و دانش فرآیندهای کاری سازمانی با استفاده از جیرا و کانفلوئنس</title>
      <link>https://nastinfo.nlai.ir/article_3370.html</link>
      <description>هدف: در محیط سازمانی امروز، مدیریت دانش نقش مهمی در بهبود تصمیم‌گیری و عملکرد سازمان‌ها دارد. یکی از چالش‌های اصلی، مدیریت اطلاعات و دانش فرایندهای کاری است، به‌ویژه زمانی که ابزارهای مدیریت پروژه و درخواست‌های کاری توانایی محدودی در یکپارچه‌سازی دانش دارند. این پژوهش با هدف ارائه چارچوبی یکپارچه برای هم‌افزایی جریان‌های اطلاعات و دانش بر پایه قابلیت‌های Jira و Confluence انجام شد.روش: این پژوهش کیفی-کاربردی با رویکرد استقرایی-قیاسی و مطالعه موردی در یک سازمان فناوری‌محور انجام شد. داده‌ها از طریق تحلیل مستندات Jira، بررسی فرایندهای سازمانی، مشاهده تعاملات تیمی و تحلیل گزارش‌ها و لاگ‌های سیستمی گردآوری شد. همچنین مطالعه تطبیقی با سایر سازمان‌ها برای افزایش اعتبار یافته‌ها انجام گرفت.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد مدیریت سرمایه دانشی در سه حوزه &amp;amp;laquo;شناسایی و کسب دانش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;شناسایی گلوگاه‌های دانشی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تولید دانش جدید&amp;amp;raquo; سازماندهی می‌شود. در فرایندهای کاری بر مستندسازی، شناسایی شکاف‌های دانشی و اتصال Jira به Confluence تأکید شد. همچنین مکانیزم‌هایی مانند پیشنهاد هوشمند دانش، نمایش خودکار دانش مرتبط و ارجاع به دانش پیشین طراحی شد. برای ارزیابی، شاخص‌های کلیدی عملکرد شامل بهره‌وری، همکاری، کیفیت حل مسئله، پایداری دانش و مشارکت کاربران تعریف شد.نتیجه‌گیری: یکپارچه‌سازی Jira و Confluence جریان دانش، بهره‌وری و همکاری سازمانی را بهبود می‌بخشد، اما اثربخشی آن به کیفیت دارایی‌های دانشی، راهبرد مدیریت دانش، فرهنگ سازمانی و یکپارچگی سیستمی وابسته است. بنابراین، علاوه بر به‌کارگیری این ابزارها، توسعه فرهنگ دانش‌محور، آموزش کارکنان و تقویت تعاملات تیمی برای دستیابی به حداکثر ارزش‌آفرینی ضروری است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
